

«أفضلُ الاعمال اِنتظارُ الفَرج» بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدي عليه السلام است
هر جمعه می گوییم برای ظهورش صلوات - کاش این جمعه بگوییم به یمن حضورش صلوات
کاش از قلبم به قلبش راه داشت،کاش زهرا(س)هم زیارتگاه داشت ![]()
" اللهم اغْنِني بِحلالِكَ عَن حرامكَ وبفضلِكَ عَمَّنْ سِواكِ "
خدایا ! عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.
خدایا ! به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن
خدایا! رشد عقلی و عملی ، مرا از فضیلت ِ تعصب ، احساس و اشراق محروم نسازد
ادامه مطلب...

استجابت دعا، مانند هر پدیدهی دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت میرسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.[1]
دعا
به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره میشود:
ادامه مطلب...
از آنجا که هیچ شالودهاى، مقدستر از بناى رفیع ازدواج در اسلام نیست. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزویج»؛ «هیچ بنایى در اسلام محبوبتر از ازدواج، نزد خداوند بنا نشده است»: (وسائل الشیعه، ج 14، ص3). و هر ملتى در دین و آیین خود به نوعى از آن بهرهمند است. دین اسلام بیش از همه بر آن تأکید دارد و براى آن آثار و فواید مهمى بیان کرده است.
ادامه مطلب...
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه میگفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصههایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
برگرفته از داستانهاي عبرت آميز
توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت است. بازگشت در امور فیزیکی معنای روشنی دارد، یعنی این که انسان راهی را برود و سپس آن راه را بر گردد، اما در امور نفسانی و قلبی هم توبه معنای خاص خود را دارد، توبه یعنی روح و نفس انسان که مدتی از حیات خود را با یک سری از صفات و خصلت ها گذرانده و سپری کرده و با آن ها همدم بوده است، به دلیل یک انقلاب و تحول درونی آن ها را ترک کند و بر گردد.
ادامه مطلب...
به تجربه اثبات شده است برای درد چشم و همه دردها توسل جستن به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و هفت سکه پول زیر سر بیمار گذاردن، و سپس به سادات موسوی (از نسب امام حسن مجتبی (ع)) پرداختن، و خواندن دعای زیر بسیار موثر است.
«اللهم انی اسالک بحق ولیک موسی بن جعفر (علیهم السلام) الا عافیتنی فی جوارحی ما ظهر منها و مابطن، و رفعت عنی جمیع الالام و الاسقام یا جواد یا کریم یا رحیم و یا ارحم الراحمین»
«خدایا از تو مسئلت دارم به حق ولیت امام موسی بن جعفر (ع) (مگر این که ) درد ظاهری و باطنی اعضا و جوارح مرا عافیت بخشی، و همه دردها و ناخوشیها را از آن برطرف سازی، ای بخشنده، ای بزرگوار، ای رحیم، ای مهربانترین مهربانان.»
منبع:گنجهای معنوی
امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:....
«هرگاه غم و اندوه فراوان و پی در پی به شما روی آورد، باید جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» را تکرار کنید.»
رسول اکرم (ص) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»
و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.»
گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
پاسخ داد: «لا حول و لا قوه الا بالله»
در اضطراب چه شبها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد
چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد!
چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه هـا گم شد
چه هفتهها که رسید و چه هفتهها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد
و هـفـتـهای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد
نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟
کـــدام جــمـعـه مـــوعـــود میزنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟
بــرای آمــدنـت جـــمــعــهای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـهها همـهشـان خـالی از تـرنـم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد!
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه هـا گم شد
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟
کـه هـفتـهها همـهشـان خـالی از تـرنـم شد
یک داستان فوق العاده زیبا و تأثیرگذار
ادامه مطلب...
نقش و اهمیت شروع هرکار با نام پروردگار تا آنجا است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) میفرماید:هر کار مهمی که درآن “بسم الله ” ذکر نشود، بی فرجام است. “
بسم الله الرحمن الرحیم
میان همه مردم جهان، رسم است که هرکار مهم و پرارزشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز میکنند، و نخستین کلنگ هر موسسه ارزنده ای را به نام کسی بر زمین میزنند که به او علاقه دارند؛ یعنی آن کار را از آغاز با شخصیت موردنظر ارتباط میدهند. انبیای الهی به انسانهای موحد این گونه تعلیم دادهاند که برای پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، لازم است آن را به موجود پایدار و جاویدانی ارتباط دهیم؛ موجودی که فنا در ذات او راه ندارد؛ زیرا همه موجودات این جهان به سوی کهنگی و زوال میروند و تنها موجود باقی و ابدی، ذات پاک الهی است.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...

